امپراطوری باکجه

 امپراطوری باکجه یکی دیگر از سه پادشاهی در کره بود. امپراطوری باکجه در سال ۱۸ پیش از میلاد توسط دو شاهزاده امپراطوری گوگوریو یعنی بیریو و اونجو پسران سوسونو بنیان گذاشته شد.

برپایی امپراطوری باکجه

در سال ۱۹ پیش از میلاد یه سویا و یوری به گوگوریو بازگشتند و سوسونو که موقعیت پسرانش به خصوص بیریو را در خطر دید به همراه پسرانش گوگوریو را ترک کرد. دانگمیونگ (جومونگ) سربازان زیادی به او داد. پس از حرکت سوسونو بیریو در میچاهول و اونجو در ویریسونگ ساکن شدند. اونجو با یک‌پارچه کردن مردم جولبون، امپراطوری باکجه یا پکجه را به وجود آورد. سوسونو و گو مسئو دانگون مهره‌های اصلی برپایی امپراطوری باکجه بودند.

روابط

امپراطوری باکجه هر وقت با مشکلی بر می‌خورد از امپراطوری شیلا کمک می‌گرفت و روابط بسیار بدی با امپراطوری گوگوریو داشت، با وجودیکه در اصل متعلق به یک خانواده بودند

نابودی امپراطوری باکجه

در سال ۶۵۸ میلادی در حالیکه کسی انتظارش را نداشت دو متحد قدیمی با هم بجنگند، نیروهای متحد امپراطوری تانگ و شیلا جنگی بزرگ را علیه امپراطوری باکجه راه انداختند. آنها با 18۰۰۰۰ نفر به امپراطوری باکجه حمله کردند. در این حالت امپراطوری گوگوریو با وجود اینکه دشمن امپراطوری باکجه بود با اوضاع بد خود برای اینکه تانگی‌ها که اهل چین بودند وارد سرزمینشان نشوند، به امپراطوری باکجه کمک کرد و در سال ۶۶۰ میلادی امپراطوری تانگ و شیلا با کشتن پادشاه باکجه اویجا باکجه را تسخیر کردند و کل زمین‌های باکجه را به دو قسمت مساوی تقسیم کردند که نصف متعلق به تانگ و نصف متعلق به شیلا شد. به‌این‌ترتیب یک امپراتوری از سه امپراتوری نابود شد.

اونجو

در سال ۱۹ پیش از میلاد یه سویا و یوری به گوگوریو بازگشتند و سوسونو که موقعیت پسرانش به‌ویژه بیریو را در خطر دید به همراه پسرانش گوگوریو را ترک کرد.دانگمیونگ (جومونگ) سربازان زیادی به او داد.

پس از حرکت سوسونو بیریو در میچاهول و اونجو در ویریسونگ ساکن شدند.اونجو با یکپارچه کردن مردم جولبون، باکجه یا پکجه را به وجود آورد سوسونو و گو مسئو دانگون مهره‌های اصلی برپایی باکجه بودند.سوسونو مدتی بعد در میچاهول در گذشت. باکجه در محل امروزی سئول است

دارو

پادشاه دارو (۲۸ میلادی تا ۷۷ میلادی) دومین پادشاه باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره بود.

او پسر بزرگ پادشاه اونجو به وجود آورنده باکجه بود وقتی او به سن ده سالگی رسید به عنوان ولیعهد انتخاب شد و پس از اینکه اونجو در سال ۲۸ میلادی مرد او به قدرت رسید.

در کتاب سامگوک ساگی آمده است او به جنوب پیشروی کرده و قلمرو خود را گسترش داده است.

او در سال ۵۵ میلادی قبیله مالگال را از بین برد و در سال ۵۶ میلادی قلعه آگوک را تسخیر کرد.

او در سال ۷۷ میلادی مرد و حکومت را به گیرو داد.

گیرو

پادشاه گیرو (۷۷ میلادی تا ۱۲۸ میلادی) سومین پادشاه باکجه یک امپراتوری میان سه امپراتوری کره بود او پسر بزرگ دارو دومین امپراتور باکجه بود و پس از مرگ دارو به قدرت رسید.

در طی حکومت او اتفاقات زیادی نیفتاده است در کتاب سامگوک ساگی آمده است که او پادشاهی بود که مردمش را بیشتر از خودش دوست داشت ومهربانی اش باعث شده بود در باکجه دیگر خبری از جنگ وکشتار نباشد درزمان سلطنت او باکجه یکی از ارام ترین دورانش را گذراند هیچ گاه کشورش را وارد جنگ با دو امپراتوری دیگر ( گوگوریو و شیلا ) نمی کرد و بسیار به شیلا وگوگوریو برای گسترش مرزهایشان هایش کمک کرد در سال ۱۲۵ میلادی او سربازان خود را به کمک شیلا فرستاد تا باقی‌مانده‌های مالگال را نابود کنند.

او در سال ۱۲۸ میلادی به خاطر بیماری اش از دنیا رفت و حکومت را به گائه رو سپرد.

گائه رو

پادشاه گائه رو ( ۱۲۸ میلادی تا ۱۶۶ میلادی ) چهارمین فرمانروای باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره بود او پسر آخر پادشاه گیرو بود او در سال ۱۲۸ میلادی با مرگ پدرش، سومین امپراتور باکجه به قدرت رسید و در سال ۱۶۶ میلادی مرد و چوگو بر تخت نشست.

چوگو

پادشاه چوگو ( ۱۶۶ میلادی تا ۲۱۴ میلادی ) پنجمین پادشاه باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره بود. او در سال ۱۶۶ میلادی با مرگ پدرش ٬ پادشاه گائه رو به قدرت رسید.

در سال ۱۶۷ میلادی او جنگ وسیعی را بر ضد شیلا به راه انداخت جنگی سخت با امپراتوری شیلا به نظر یک امر جدی می آمد تا باکجه قدرت خود را به رخ شیلا و گوگوریو برساند او در همین سال دو قلعه مهم شیلا را تسخیر کرد.

او در سال ۲۱۴ مرد و حکومت را به گاسو سپرد.

گاسو

 پادشاه گاسو ( ۲۱۴ تا ۲۳۴ میلادی) ششمین پادشاه باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره و پسر بزرگ پنجمین امپراتور باکجه یعنی چوگو بود. او در سال ۲۱۴ میلادی به قدرت رسید در کتاب سامگوک ساگی آمده است در زمان حکومت او باکجه بسیار ضعیف بود و بیشتر به متحدین باکجه شبیه بود تا امپراتوری باکجه .

او ۵۰۰۰ سرباز به مرز با شیلا فرستاد اما همه سربازان کشته شدند باکجه در زمان او بدترین دورانش را می گذراند او در سال ۲۳۴ مرد و حکومت را به پسر بزرگش سابان سپرد.

سابان

پادشاه سابان (۲۳۴ میلادی) هفتمین پادشاه باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره بود

در کره او را پادشاه بد شانس می نامند زیرا او ۲ ماه بعد از این که به قدرت رسید در جوانی در حالیکه او هنوز ازدواج نکرده بود و بچه نداشت مرد وزیران باکجه برای دوری از اغتشاش بلافاصله بعد از مرگ او گوی را به پادشاهی برگزیدند در کتاب سامگوک یوسا آمده گوی برادر کوچک پنجمین پادشاه یعنی چوگو بود.

گوی

پادشاه گوی ( ۲۳۴ - ۲۸۶ ) هشتمین فرمانروای باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره بود او کوچکترین پسر چهارمین امپراتور باکجه ٬ گائه رو و نیز برادر کوچک پنجمین پادشاه باکجه یعنی چوگو بود.

او در سال ۲۳۴ میلادی در حالیکه هیچ کس توقع نداشت به قدرت رسید یعنی اگر او نبود امگان داشت شورش برای رسیدن به تخت باکجه را تکه تکه می کرد. این شورش‌ها به این دلیل بود که نوه برادرش ۲ ماه بعد از رسیدن به تخت مرد و تنها کسی که برای جانشینی مناسب بود، کسی جز گوی نبود او در سال ۲۳۴ میلادی به قدرت رسید.

در زمان او باکجه بسیار قدرتمند بود او کم کم نواحی رودخانه هان را در اختیار گرفت و بعد ارتشش ماهان را مطیع خود ساخت و این پیشروی‌های او ادامه پیدا کرد تا به رودخانه شیلا رسید.

او در سال ۲۸۶ میلادی مرد و حکومت را به چائک گای سپرد. 

چائک گای

پادشاه چائک گای ( ۲۸۶ میلادی تا ۲۹۸ میلادی ) نهمین فرمانروای باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره و پسر بزرگ هشتمین امپراتور باکجه پادشاه گوی بود وقتی که گوگوریو به دایفینگ  حمله کرد چائک گای برای اینکه گوگوریو به رودخانه هان نزدیک نشود به دایفینگ مهمات داد اما فایده‌ای نداشت چائک گای در سال ۲۹۸ میلادی مرد و تاج و تخت را به بان سئو داد.

بان سئو

پادشاه بان سئو (۲۹۸ میلادی تا ۳۰۴ میلادی) دهمین پادشاه باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره و پسر بزرگ پادشاه نهم ٬ پادشاه چائک گای بود او در سال 298 میلادی با مرگ پدرش به حکومت رسید در سال 304 میلادی او به دلیل بیماری مرد و حکومت را بیریو سپرد.

بیریو

پادشاه بیریو ( ۳۰۴ میلادی تا ۳۴۴ میلادی ) یازدهمین فرمانروای باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره و پسر کوچک ششمین امپراتور باکجه یعنی گاسو و برادر کوچک هفتمین پادشاه یعنی سابان بود نام او برگرفته از نام برادر به وجود آورنده باکجه است که در سال ۱۸ میلادی در میچاهول ساکن شد او به دلیل مرگ زود هنگام بان سئو باعث شد او به قدرت برسد.

او با میچون پادشاه گوگوریو متحد شد و باکجه و گوگوریو موفق شدند بازماندگان امپراطوری هان را از سرزمین "دبانگ" اخراج کنند. پادشاه بیرو به واسطه خیانت همسرش و درباریان و ارباب ویری کشته شد و بعد از او ارباب ویری بویوجون با نام پادشاه " گای" تاجگذاری کرد.

گای

پادشاه گای ( ۳۴۴ میلادی تا ۳۴۶ میلادی ) دوازدهمین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره بود. او پسر بزرگ دهمین پادشاه یعنی پادشاه بان سئو بود در سامگوک ساگی آمده است که او در تیراندازی و اسب سواری بسیار مهارت داشته است. او توسط همسر دوم و مورد علاقه اش مسموم شد.

گان چوگو

پادشاه گان چوگو سیزدهمین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره بود او پسر یازدهمین پادشاه باکجه پادشاه بیریو بود.

امپراتور گیئون چوگو یا بویوگو فرزند یازدهمین امپراتور بکجه بیرو بود که در یک کش و قوس عجیب در حالی که یک تبعیدی و ترد شده بود مقام ولیعهدی را از برادر خود غصب کرد و این بعدها موجب مرگ ۳ برادر ناتنی و مادرش گردید.

کون چوگُو با جذب نوادگان امپراتور مایو آخرین امپراتور بویوی شرقی به نوعی به ستیزه چهارصد ساله قبایل بکجه برای کسب قدرت پایان داد. او موفق شد به نوعی دیکتاتوری را جایگزین دموکراسی نماید و آپارتاید فرهنگی و قومی را نیز به کل از میان بردارد. فتح ۵۴ ایالت ماهان، به زانو درآوردن شیلا و فتح لیاکسی و حمله به گوگوریو و فتح پیونگ یانگ از بزرگترین اقدامات او بوده است. ضمن اینکه برای نخستین بار تاریخ ۴۰۰ ساله باکجه در زمان او نوشته شد. او قدرتمندترین پادشاه بکجه بوده است. او با حمله به باقی‌مانده‌های متحدین ماهان و با ازدواج با دختر قبیله ژین و دختر ارباب وایری گونگ بر قدرت خود افزود. امپراتور گیون چوگودر وصیت خود گفته:مردم را متحد کنید و با این نیروی متحد وارد دنیا شوید

او در سال ۳۷۵ مرد و حکومت به ولیعهد گان گاسو رسید.

گانگو سو

پادشاه گانگو سو (۳۷۵ میلادی تا ۳۸۴ میلادی) چهاردهمین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره، پسر بزرگ پادشاه گان چوگو و پدر دو پادشاه دیگر یعنی چیم نیو و جینسا بود.

او در سال ۳۶۹ میلادی به دستور پدرش به شمال لشکر کشید و با گوگوریو وارد جنگ شد او قلعه پیونگ یانگ را تسخیر کرد و ۵۰۰۰ اسیر از دشمن گرفت در طی همان نبردها او پادشاه گوگوریو که در آن زمان پادشاه گگوگوون بود را در میدان نبرد با ضربه شمشیری که در شکم او زد کشت و با افتخار به باکجه برگشت.

او در سال ۳۷۵ میلادی با مرگ پدرش به حکومت رسید در آن زمان گوگوریو به خاطر انتقام از گانگا سو دو بار به سمت باکجه لشکر کشید اما هر دو بار نیروهای گانگا سو پیروز گشتند.

او در سال ۳۷۵ میلادی مرد و حکومت را به پسر بزرگش چیم نیو داد.

چیم نیو

پادشاه چیم نیو (۳۸۴ - ۳۸۵ ) پانزدهمین پادشاه باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره بود.

او پسر بزرگ گانگوسو چهاردمین امپراتور باکجه بود در زمان او کم کم دین بودایی در باکجه رواج پیدا کرد. او نیز مانند سابان بسیار کم حکومت کرد. تنها ۹ ماه از حکومت او نمی گذشت که او مرد و جینسا به تخت نشست. 

جینسا

پادشاه جینسا (۳۸۵-۳۹۲) پادشاه شانزدهم باکجه که یکی از سه امپراطوری کره بود. او دستور داد حملات متعدد علیه گوگوریو انجام گیرد که به دلیل گسترش قلمرو باکجه از شمال بود. در سال ۳۸۶، او فرمان داد همه مردان بالاتر از سن پانزده،درکیسونگ برای دفاع از مرز عازم شوند.

آسین برادر زاده ی جینسا و پسر بزرگ شاه سابق بود که مخالف با سیاست های غلط جینسا بود. جینسا که از قدرت گرفتن آسین واهمه داشت او را از فرمانداری قلعه گوان میسونگ برکنار کرد و در دربار خود یک پست پایین را به او داد. جینسا هرگز تاکتیک های جنگی و دفاعی آسین را قبول نکرد و این سبب شد که قللعه گوان میسونگ در نهایت توسط گوگوریو و پادشاه آن زمان یعنی گوانگائتو بزرگ (دامدئوک) تسخیر شود و به قلمرو گوگوریو اضافه شود. مردم و دربار از سیاست های غلط جینسا معترض بودند و این امر سبب شد که آسین با کمک برادرخود و فرمانده های آن زمان دربار هنگام شکار به جینسا حمله کند که در نهایت علی‌رغم میل باطنی آسین، جینسا از وی خواست که جان او را بگیرد و سپس با آسین درگیر شد و در این درگیری جان خود را از دست داد و بعد از او آسین پادشاه باکجه شد.

آشین

پادشاه آشین ( 392 میلادی تا 405 میلادی ) هفدهمین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره بود.

 پادشاه آشین اختلاف زیادی با پادشاه جینسا داشت که دشمنی جینسا آخر به از دست دادن گوانگمیسونگ شد.او با کشتن پادشاه جینسا در موقع شکار قدرت را به دست گرفت.

او بلا فاصله بعد از اینکه به تخت نشست به نیروهای گوگوریو که توسط پادشاه گوآنگ گائتو بزرگ رهبری می شد حمله کرد در همین نبردها پادشاه گوگوریو گوانگتو باکجه را فتح و خراج گذار گوگوریو کرد.او باکجه را نابود نکرد به خاطر هم خون بودتن گوگوریو و باکجه از جان آسین گذشت .

او در سال 405 میلادی مرد و حکومت را به جانجی داد.

جانجی

پادشاه جانجی ( 405 میلای تا 420 میلادی ) هجدهمین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره بود او با مرگ پدرش به قدرت رسید و در سال 420 میلادی مرد و حکومت به گویسین رسید.

گویسین

پادشاه گویسین ( ۴۲۰ میلادی تا ۴۰۷ ) نوزدهمین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره بود. در مورد او اطلاعات زیادی موجود نیست او در سال ۴۲۷ میلادی مرد و حکومت را به بیو داد.

بیو

پادشاه بیو ( ۴۲۷ میلادی تا ۴۵۵ میلادی ) بیستمین فرمانروای باکجه یکی از سه امپراتوری کره و پسر بزرگ پادشاه گویسین بود او بیشتر در تلاش برای تحکیم روابط با شیلا با وجود اینکه متحد گوگوریو بود او در سال ۴۳۳ میلادی تبادل سفرا میان باکجه و شیلا انجام داد. او سرانجام در سال ۴۵۵ میلادی مرد و حکومت را به گائه رو داد.

گائه رو دوم

پادشاه گائه رو دوم ( ۴۵۵ میلادی تا ۴۷۵ میلادی ) ، بیست و یکمین فرمانروای باکجه یکی از سه امپراتوری کره و پسر بزرگ پادشاه بیو بود. 

مانجو

پادشاه مانجو ( ۴۷۵ میلادی تا ۴۷۷ میلادی ) بیست و دومین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره بود او زمانی به قدرت رسید که به دلیل از دست دادن پایتخت باکجه در شورش بود. او بلافاصله به شیلا رفت و با ۱۰۰۰۰ نفر از نیروهای شیلا برای باز پس گیری پایتخت حمله کرد اما مخالفت اشراف زادگان برای ادامه جنگ و منزوی کردن امپراتور باعث شد مانجو در نبرد با گوگوریو شکست خورده و عده‌ای از مورخین اعتقاد دارند او در جنگ کشته شده اما عده‌ای دیگر می‌گویند او توسط اشراف زادگان کشته شده‌است.

سامگون

پادشاه سامگون بیست و سومین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره بود او زمانی به قدرت رسید که سیزده سال بیش نداشت این بار اشراف زادگان بر شرکت پادشاه در جنگ اصرار دارند گویی دوست دارند شورشی ایجاد کنند او در همان جنگ اول به دلیل تجربه کم کشته شد.

دانگ سئونگ

پادشاه دانگ سئونگ بیست و چهارمین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره بود او بلافاصله بعد از اینکه به تخت رسید جنگ با گوگوریو را متوقف کرد و به گوگوریو پیام تسلیم شدن فرستاد. در سال ۴۹۹ میلادی خشکسالی شدیدی به وجود آمد و مردم گرسنگی می‌کشیدند در حالیکه دانگ سئونگ فقط در حال عیش و نوش بود و توجهی به مردم نداشت همین باعث شد او در سال ۵۰۱ میلادی در حالیکه مشغول شکار بود توسط افراد نامعلوم ترور شد.

 

 

موریونگ

پادشاه موریونگ بیست و پنجمین پادشاه باکجه یکی از سه امپراتوری کره بود او در سال ۵۰۱ میلادی به قدرت رسید و تقریباً توانست قدرت قدیمی باکجه را به دست بیاورد.

او در سال ۵۲۳ مرد و حکومت را به پادشاه سئونگ داد.

سئونگ

سئونگ (۵۲۳-۵۵۴) بیست و ششمین پادشاه، یکی از سه امپراطوری کره بود.او ساخته شده بوداگرایی دین دولتی، حرکت سرمایه‌های ملی و اصلاح موفق در مرکز شبه جزیره کره، تنها به توسط پیمان خیانت باشد.

سئونگونگ به عنوان یک حامی بزرگ بودائی شناخته شده بود، و معابد ساخته شده و مورد استقبال بسیاری از کشیش آوردن متون بودایی به طور مستقیم از هند. در سال ۵۲۸ رسماً به تصویب رسید بوداگرایی به عنوان دین دولتی است.

ویدوک

پادشاه ویدوک ( ۵۵۴ میلادی تا ۵۹۸ میلادی ) بیست و هفتمین فرمانروای باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره و پسر بزرگ بیست و ششمین پادشاه باکجه یعنی پادشاه سئونگ بود او بعد از مرگ پدرش در سال ۵۵۴ میلادی به قدرت رسید در زمان او باکجه در وضعیت بدی قرار داشت و با هر دو امپراتوری در جنگ بود.

های

پادشاه های ( ۵۹۸ - ۵۹۹ میلادی ) بیست و هشتمین فرمانروای باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره بود.

او پسر کوچک بیست و ششمین امپراتور ٬ پادشاه سئونگ بود او در سال ۵۹۸ میلادی پس از مرگ برادرش به قدرت رسید او نیز مانند چند پادشاه دیگر باکجه مانند سابان زود مرد و در دوره حکومت او اتفاق زیادی نیفتاد.

بئوپ

پادشاه بئوپ ( 599 میلادی تا 600 میلادی ) بیست و نهمین فرمانروای باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره و پسر بزرگ پادشاه های بود او در سال 599 میلادی به تخت نشست اما یک سال بیشتر از حکومت او نمی گذشت که توسط خاندان ساتک به قتل رسید.در این یک سال او مناطق زیادی را نزدیکی سئول و رودخانه شیلا از دست داد به همین دلیل از او به عنوان یک پادشاه ضعیف نام برده می‌شود. در سال 600 میلادی پس از کشته شدن پادشاه بئوپ حکومت به پسر عمویش رسید.

مو

پادشاه مو ( 600 میلادی تا 641 میلادی ) سی امین پادشاه باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره و پسر پادشاه ویدوک بود.

او بعد از پادشاه بئوپ به قدرت رسید و در طول حکومت خود بارها به شیلا حمله کرد او در سال 641 میلادی پس از اینکه حکومت را به پسرش اویجا داد مرد.

اویجا

پادشاه اویجا ( ۶۴۱ میلادی تا ۶۶۰ میلادی ) سی و یکمین و آخرین پادشاه باکجه یک امپراتوری از میان سه امپراتوری کره بود. او وقتی قدرت را در دست گرفت که از طرف نیروهای متحد تانگ - شیلا تهدید می شد.

در کتاب سامگوک ساگی آمده است که او پسر بزرگ پادشاه مو بوده است و پس از مرگ او در سال ۶۴۱ میلادی به قدرت رسید در سال اول حکومت، او روابط خود را با شیلا به خوبی حفظ کرد تا از جنگ دوری کند اما چیزی که مشکوک بود اینست که او در اولین سال حکومتش ۲ بار برای دیدار پادشاه یئونگ نیو به گوگوریو رفت . دو ماه بعد از آخرین دیدار آن‌ها در اوایل سال ۶۴۲ میلادی باکجه به کمک گوگوریو به نیروهای تانگ - شیلا حمله کرد که عاقبت این جنگ فقط مرگ پادشاه یئونگ نیو و ۱۸ سال درگیری با شیلا بود و عاقبت این اشتباه : در سال ۶۶۰ میلادی با حمله نیروهای تانگ - شیلا باکجه علارغم تلاش های ژنرال گی‌بک نابود شد و اویجا دار زده شد و ۸ سال بعد نیروهای تانگ - شیلا گوگوریو را نیز نابود کردند.

او جوان عاقلی بود که در زمان ولیعهدی سیاست های خوبی به خرج داد اما پس از رسیدن به سلطنت با سیاست های نادرست، استفاده از وزیران نالایق و به قتل رساندن وزیر وفادار به نام سونگ چونگ و تبعید ژنرال گیبک باعث شد باکجه در بدترین شرایط قرار گیرد و ۱۳۰/۰۰۰ نفر از ارتش قدرتمند تانگ به فرمادهی سو دینگفانگ و ۵۰/۰۰۰ نفر از ارتش شیلا به فرماندهی کیم یو شین قلعه ی سابی را تسخیر کردند و در نتیجه باکجه از تاریخ محو شد.